مبانی سیاست خارجی در اندیشة مقام معظم رهبری

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری علوم سیاسی

چکیده

چکیده
پس از گذشت سه دهه از عمر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و گذر از مراحل صعب تثبیت، سازندگی، و عدالت‌گستری بررسی این نکته ضروری می‌نماید که آیا این نظام به اصول اولیه و مبانی اسلامی خود، که علل محدثه آن بودند، پای‌بند مانده است یا همانند بسیاری از انقلاب‌ها در مسیر برخورد با واقعیات بین‌المللی و داخلی از مبانی خود عدول کرده است. پاسخ به این سؤال در حوزة سیاست خارجی چون انعکاسی از سیاست داخلی هر نظام و عرصة تحولات سریع و اجتناب‌ناپذیر است می‌تواند تاحدودی زمینه را برای تعمیم آن به دیگر عرصه‌ها نیز آسان‌تر کند.
براساس قوانین مندرج در قانون اساسى جمهورى اسلامى، مقام معظم رهبرى بالاترین مقام را براى تصمیم‌گیری‌های کلان در سیاست خارجى نظام دارد.
مطالعة بیانیه‏ها و سخن‌رانى‏هاى رهبر معظم نشان می‌دهد دیدگاه‌های وی برمبنای اصول فقهی و دینی است؛ همان اصولی که منشأ پیدایش انقلاب بود و هم‌چنان برمبنای آن مواضع و دیدگاه‌ها اخذ می‌شود و طی دوران پس از انقلاب تاکنون هیچ تغییری در این مواضع ایجاد نشده است و مؤیدی بر فرضیة این مقاله است که انقلاب اسلامی ایران هم‌چنان بر اصولی پای می‌فشارد که موجب و علت بروز و ظهور آن بوده است

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Religion and Theory of International Relations

نویسنده [English]

  • Abbas Dehnavi
چکیده [English]

Today, the idea of necessary conflict between the theory of international relations and religious norms has faced serious challenges. Furthermore, to make uses of capacities of religions to compensate shortages of the mainstream of the theory of international relations, serious attempts have been made.
The present article is an instance of works which are being done in this field. The main question of the article is: "may a religious theory of international relations be introduced?" The hypothesis of the article is: religion may work as an important basis on which normativist theories in the field of international relations may be formulated. In the present article, the idea of separation between religion and theoretical principles of international relations has been criticized. Also, it has been argued that the idea of unavoidable separation between religion and theoretical field of international relations has its roots in the narrow and reductionist view to the nature and function of the theory. Thus, the nature and function of the theory of international relations should be so revised that capacities of religion may be employed to introduce a religious theory of international relations.
In the present article, Islam is mentioned as a religion which, because of its high capacity of norm-making in various fields of social life, provides a suitable ground to process normative theories in the field of international relations and foreign policy.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: modern international relations
  • Theory
  • Religion
  • state-nation
  • empiricism
  • Positivism
  • normativism
  • Morality
  • Justice